X
تبلیغات
حسابداری، مقالات حسابداری ، مقاله ISI

حسابداری، مقالات حسابداری ، مقاله ISI

نحوه نگارش مقاله ، مقالات حسابداری و آی اس آی

دانش هر فرد نه دارایی اوست نه سرمایه او بلکه بدهی او به جامعه است
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط محمد علیپور
سرمایه‌‌ی فکری، موضوع جدیدی است که به لحاظ نظری در چندساله‌‌ی اخیر در سطح جهانی مطرح شده‌‌است. اما از آن‌‌جایی‌‌که منبعی پر ارزش برای کشورها و سازمان‌‌ها به‌‌حساب می‌‌آید، میزان رشد و توسعه‌‌ی آن به سرعت در حال تبدیل‌‌شدن به شاخصی در توسعه‌‌یافتگی کشورها است. از سوی دیگر، این منبع نامشهود به‌‌عنوان‌‌‌‌ یکی از ارزش‌‌افزاترین منابع شرکت‌‌ها و سرمایه‌‌ای کلیدی در رشد کارآفرینی مطرح شده‌‌است. از این‌‌رو، امروزه ضرورت توسعه‌‌ و مدیریت سرمایه‌‌ی فکری، به یک الزام جدی در سطح کلان ملی و در عرصه‌‌ی کسب و کار تبدیل شده‌‌و با حركت به سمت اقتصاد دانش‌‌پایه منجر به تغيير پارادایم حاکم اقتصاد صنعتی شده‌‌است. به گونه‌‌اي كه می‌‌توان شاهد پدیداری اقتصادي مبتنی اطلاعات و دانش بود، كه اساس و بنيان آن بر محور سرمایه‌‌ی فکری استوار است. به تعبیری ساده شاید بتوان سرمایه‌‌ی فکری را بسته‌‌ای دانشی تشکیل‌‌شده از مجموعه‌‌ منابعی نامشهود و پنهان، اصول، فرهنگ، الگوهای رفتاری، قابلیت، شایستگی‌‌ها، ساختارها، ارتباطات، فرآیندها و پردازش‌‌های منجر به/منتج از دانش، به‌‌حساب آورد. اساس دانش برپایه‌‌ی برداشت‌‌های ذهنی استوار است.
    برداشت‌‌های مختلف از پدیده‌‌های فیزیکی متمایز، منجر به بروز پدیده‌‌هایی ذهنی می‌‌شود. در واقع پدیده‌‌های فیزیکی، تحت بازنمایی ذهنی در قالب رابطه‌‌ای شناختی به شکل پدیده‌‌هایی ذهنی بازنمود می‌‌یابند. این رابطه‌‌ی تبادلی شناختی، رابطه‌‌ای است که از قرن‌‌های گذشته برپایه‌‌ی رویکردهای فلسفی الگوهای تجربه‌‌گرای کلاسیک تا کانت، و از کانت تا فلسفه‌‌ی ذهن برنتانو، و از فلسفه‌‌ی ذهن و نظریه‌‌ی دانش برنتانو تا پدیدارشناسی هوسرل و یا رویکردهای پوزیتیویستی افرادی چون: فرگه، رایل، راسل، ویتگنشتاین و ...، مورد توجه قرار گرفته است. برای نمونه به باور کانت، ذهن از طریق فعالیت‌‌های ترکیب، تفسیر، استنتاج و داوری، دریافت، نظم و معنای خود را بر ماده‌‌ی خام اثرپذیری‌‌هایی حسی برجای می‌‌گذارد، که از این دریچه شناخت، آگاهی و در نهایت دانش شکل می‌‌گیرد. شناخت، آگاهی و دانشی که به‌‌عنوان مبنایی برای کنش‌‌های فردی و جمعی عمل کرده، و دوباره از خلال بازخوردهای دریافتی از کنش‌‌ها، در مسیر تفسیر، توسعه و تکامل قرار می‌‌گیرد.
     این مسیر، در بررسی تاریخی زندگانی بشری، از روایت هابیل و قابیل و یادگیری تدفین از کلاغ و اساطیر ابتدایی تا داستان قوم‌‌های مختلف در کتاب مقدس، شاهنامه و افسانه‌‌های منتقل‌‌شده در شکل‌‌های مختلف از نسلی به‌‌نسل بعدي، قابل شناسایی است. روندی که در مراحل بعدی، ضرورت بکارگیری ابتکاراتی جهت ثبت، کسب، توسعه‌‌ و انتقال دانش را به‌‌عنوان ضرورتی برای بقا و برتری‌‌جویی میان ملل مورد توجه قرار داد. ابتکاراتی که در قالب لوح‌‌های سومری، آثار مکتوب یونانی، ریاضیات هندی، فنآوری چینی، سیستم‌‌های اطلاعاتی و حسابداری پارسی و آثار به‌‌جامانده از زندگی سایر اقوام وملل، همگی نمایانگر جریان آرامی از به‌‌کارگیری دانش است.
    به مرور زمان با توسعه‌‌ی صورت‌‌های نخستین‌‌ ارتباطات و تجارت میان ملل، شناخت و دانش از محیط پیرامون به‌‌عنوان‌‌‌‌ منبعی برای ایجاد فرصت‌‌های جدید بهبود زندگی و تجارت به‌‌حساب آمد. از طب و فلسفه گرفته تا استخراج آهن و طلا، چوب‌‌بری و کشاورزی همگی در نتیجه‌‌ی توسعه‌‌ی دانش در این دوران رشدیافته و فرصت‌‌های جدیدی را برای بشر فرآهم آوردند. فرصت‌‌هایی که برای پایداری، بیش از پیش مستلزم انتقال و رسمی‌‌سازی دانش بودند. از این‌‌رو، در این دوران تلاش‌‌هایی در جهت رسمی‌‌سازی و نشر دانش در قالب علوم به‌‌ اشکال توسعه‌‌یافته‌‌ی کتابت و یا نمونه‌‌های نخستین دانشگاه‌‌ها بروز نموده و گسترش یافت. توجه پادشاهان به دانشمندان در این دوره و سعی در گردآوری آنها در مراکز حکومتی را شاید بتوان نخستین توجه‌‌ها به سرمایه‌‌ی انسانی به‌‌حساب آورد. در این دوران، اگرچه همچنان قطع درختان، استخراج منابع طبیعی و کشاورزی براي ایجاد ارزش مورد استفاده قرار می‌‌گرفت، اما در عین حال دانش به‌‌عنوان بستری برای کشف و گسترش فنون مختلف مورد استفاده قرار می‌‌گرفت.
    با آغاز رنسانس و توسعه‌‌ی اهمیت‌‌دهی به علوم و رشد رویکردهای انسان‌‌محور، به‌‌ مرور توجه به‌‌ دانش فردی از شکل گسترش یافته‌‌تری برخوردار شد. از سوی دیگر توجه به انسان در قالب رشد علم اقتصاد، تجارت و جامعه‌‌شناسی در سده‌‌های منتهی به انقلاب صنعتی، به‌‌‌‌بهبود نقش دانش در توسعه‌‌ی ابزار ایجاد ارزش کمک بیشتری نمود. برای نمونه، در اواخر قرن هفدهم نخستین تلاش‌‌ها در جهت محاسبه‌‌ی نیروی کار در ثروت ملی توسط ویلیام پتی انجام گرفت. این روند با آغاز انقلاب صنعتی در قرن هجدهم، از رشد افزون‌‌تری برخوردار شد. توجه به ارزش سرمایه‌‌ی انسانی و نیروی کار توسط آدام اسمیت و یا طرح روش‌‌های ارزش‌‌گذاری سرمایه‌‌ی انسانی توسط ویلیام فارر تا متد هزینه‌‌ی تولید انگل، را می‌‌توان نمونه‌‌هایی از بروز توجهات جدید به سرمایه‌‌ی انسانی و به‌‌‌‌تبع آن بسترسازی برای ایجاد مفهومی جدید به‌‌‌‌نام سرمایه‌‌ی فکری دانست.
    اما نیمه‌‌ی نخست قرن بیستم میلادی بیش از پیش بر تدبیر مفاهیم جدید اقتصادی و تجارت تاثیرگذار بوده‌‌است. چرا که به‌‌سبب‌‌‌‌ جنگ‌‌ جهانی و رکود اقتصادی، کشورها به فکر ایجاد چارچوب‌‌ها و راه‌‌کارهای جدید اقتصادی و توسعه‌‌ی ظرفیت‌‌های انسانی موجود، در جهت جبران خسارات ناشی از جنگ پرداختند. این موضوع منجر به رقابت شدید در دستیابی به منابع و بازارهای رقابتی شد. اما متناسب با افزایش تقاضا برای منابع فیزیکی و محدودیت منابع، میزان دسترسی سازمان‌‌ها به منابع فیزیکی نیز محدود بود. از این‌‌رو سازمان‌‌ها و پژوهش‌‌گران مختلف به فکر جایگزین نمودن منابع موجود با منابع جدید افتادند.
    نیمه‌‌ی دوم قرن بیستم را می‌‌توان نقطه‌‌ی عطف در تغییر رویکردهای سازمانی به‌‌حساب آورد. چرا که از یک‌‌سو با طرح نظریه‌‌های جدید سازمانی، سازمان‌‌هایی که در نیمه‌‌ی نخست قرن بیستم به‌‌‌‌دنبال راه‌‌کارهای جایگزین کسب و کاری می‌‌گشتند، به بنیان‌‌های نظری جدید دست‌‌یافتند. از سوی دیگر، نیازهای جدیدی در شکل خدمت بازارها ظاهر شد که ارزش‌‌افزوده‌‌ی بیشتری را برای سازمان‌‌ها به ارمغان می‌‌آورد. در واقع، اقتصاد علاوه بر صنعت وکشاورزی، بخش سومی را تجربه کرد که به‌‌‌‌زودی توانست برتری قابل توجهی نسبت به آن دو بخش سنتی پیدا کند. با طرح نظریه‌‌های جدید پیرامون نقش اطلاعات در سازمان، و به‌‌‌‌تبع آن گسترش توجه به فنآوری اطلاعات و شکل‌‌گیری اشکال جدید کارآفرینی دامنه‌‌ی دستیابی و فرصت‌‌های ایجاد ارزش برای سازمان‌‌ها توسعه‌‌ یافت. اشکال جدید خدمت‌‌رسانی درترکیب با اطلاعات، سازمان‌‌ها را به دو بخش فیزیکی و مجازی تقسیم نمود و پیوستاری از واقعیت فیزیکی مطلق تا واقعیت مجازی صد درصد را برای سازمان‌‌ها قابل تصور کرد. از این‌‌رو، آن‌‌چه که به‌‌عنوان منبع ثروت برای جوامع یا سازمان‌‌ها مطرح بود، دچار تغییر و تحول شده و این تغییر بنیادین منجر به تغییر در اصول اقتصادی و کسب و کار جوامع گردید. این موضوع به‌‌‌‌مرور منجر به بیشترشدن تفاوت میان ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت‌‌ها شد، که بر ضرورت توجه به منابع نامشهودی موثر بر ایجاد ارزش‌‌افزوده‌‌‌‌ای فراتر از محاسبات معمول، بیش از گذشته افزود.
    شاید بتوان مطالعات مچلاپ در اوایل دهه‌‌ی شصت میلادی پیرامون دانش را، از نخستین توجهات نظری به مفاهیم مرتبط با سرمایه‌‌ی فکری به‌‌حساب آورد. اما پیدایش عبارت سرمایه‌‌ی فکری داستان جالبی دارد. در اواخر دهه‌‌ی شصت میلادی، اقتصاددانی به‌‌‌‌نام گالبرایس در طی نامه‌‌نگاری با دوست اقتصاددان خود کالسکی، از دِین خود و دیگران به کالسکی به‌‌سبب‌‌‌‌ سرمایه‌‌ی فکری که توسط او در دهه‌‌ی شصت ایجاد شده، سخن به میان می‌‌آورد. از این‌‌رو است که امروزه، پیدایش عبارت سرمایه‌‌ی فکری به گالبرایس نسبت داده می‌‌شود. در دهه‌‌ی هفتاد میلادی، با بروز نگرش‌‌های جدید در حوزه‌‌ی علم اقتصاد، توجه صرف به منابع مشهود به‌‌عنوان‌‌‌‌ مواد نخستین ایجاد ارزش در سازمان‌‌ها، به مرور جای خود را به توجه هم‌‌زمان به تمامی داشته‌‌ها اعم از: منابع مالی و فیزیکی و منابع غیرفیزیکی و سرمایه‌‌ی انسانی داد. چرا که مدیران سازمان‌‌ها احساس کردند با کسب عناصر دانشی از خلال نوآوری و توجه به سرمایه‌‌ی انسانی می‌‌توانند به ارزش‌‌افزوده‌‌ی بیشتری دست‌‌ یابند.
    اما به طور روشن‌‌تر توجه به سرمایه‌‌ی فکری را می‌‌توان به تلاش‌‌های نظریه‌‌پردازان و پژوهش‌‌گران در دهه‌‌ی هشتاد میلادی نسبت داد. نخستین اثر نظری در حوزه‌‌ی دارایی‌‌های نامشهود در سال‌‌های نخستین دهه‌‌ی هشتاد توسط ایتامی در ژاپن منتشر شد. اما نکته‌‌ی جالب توجه این موضوع است که این اثر تا مدت‌‌ها به زبان‌‌‌‌های دیگر ترجمه نشد. اما از نیمه‌‌ی دوم دهه‌‌ی هشتاد توجه به دارایی‌‌های نامشهود و سرمایه‌‌ی فکری شکل جدی‌‌تری به خود گرفت. توجه به سرمایه‌‌ی دانشی، طرح طبقه‌‌بندی مولفه‌‌های سرمایه‌‌ی فکری، تجاری‌‌سازی نوآوری، توجه به ارزش سرمایه‌‌ی فکری و محاسبه‌‌ی ارزش برند و علامت‌‌های تجاری، از مهم‌‌ترین تلاش‌‌های حوزه‌‌ی پیدایش و اهمیت سرمایه‌‌ی فکری به حساب می‌‌آیند.
    دهه‌‌ی نود میلادی را می‌‌توان سرآغاز توجه گسترده‌‌تر به مفهوم سرمایه‌‌ی فکری به حساب آورد. در این دهه‌‌ با توسعه‌‌ی نظریه‌‌پردازی در حوزه‌‌ی سرمایه‌‌ی فکری، توجه سازمان‌‌ها نیز به به این موضوع جلب شد. طرح مباحث مدیریت سرمایه‌‌ی فکری و دانش، تعریف مولفه‌‌های جدید چون سرمایه‌‌ی مشتری، معرفی مدل‌‌های سنجش و گسترش توجه به موضوعاتی چون: مالکیت فکری، حقوق انحصار معنوی، امتیازات مالکیت فکری، برند، علامت‌‌های تجاری و ... از ویژگی‌‌های این دهه به شمار می‌‌روند. توجهات مالی و حسابداری به ارزش سرمایه‌‌ی فکری نیز در این دهه به شدت مورد توجه قرار گرفت. در دهه‌‌ی نود میلادی، توجهات ملی به سرمایه‌‌ی فکری و طرح چارچوب‌‌های محلی برای گزارش سرمایه‌‌ی فکری در برخی از کشورها در پیش گرفته شد.
    با توجه به تحقیقات و تلاش‌‌هایی که در دهه‌‌های گذشته و دهه‌‌ی جاری صورت‌‌پذیرفته است، به نظر می‌‌رسد سال‌‌های پایانی این دهه و آغازین دهه‌‌ی آینده، سال‌‌های سرنوشت‌‌سازی برای کشورها و سازمان‌‌های مختلف در حوزه‌‌ی مدیریت سرمایه‌‌ی فکری باشد. چرا که مفاهیم سرمایه‌‌ی فکری امروزه دیگر مراحل نخستین آزمایشگاهی و تحقیقاتی خود را سپری نموده و به ضرورتی در مدیریت سازمان‌‌ها و در سطح گسترده‌‌تر، راهبری توسعه‌‌ی کشورها تبدیل شده‌‌است. از سوی دیگر، بازارهای مالی و سرمایه‌‌گذاری‌‌ها به شدت معطوف به سرمایه‌‌ی فکری شده و بسیاری از تنظیم‌‌کنندگان این بازارها بر ضرورت ایجاد چارچوب‌‌هایی برای گزارش سرمایه‌‌ی فکری شرکت‌‌ها، در کنار گزارش‌‌های مالی تاکید دارند. در واقع اگر تا سال‌‌های قبل، سرمایه‌‌ی فکری و سنجش آن، تنها موضوعی تحقیقاتی و محدود به کشورهای توسعه‌‌یافته بوده، امروزه عرصه‌‌ی رقابت جهانی، سرمایه‌‌ی فکری را به عنصری جهانی برای رقابت تبدیل نموده است. به‌‌طوری‌‌که سازمان‌‌های بین‌‌المللی ضمن تلاش برای طرح چارچوب‌‌های جهانی مدیریت سرمایه‌‌ی فکری برای کشورها، میزان رشد و توسعه‌‌ی این سرمایه را به‌‌عنوان‌‌‌‌ شاخصی از توسعه‌‌یافتگی کشورها در نظر می‌‌گیرند. لذا پایش، مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری چه در سطح کلان و ملی آن، و چه در سطح سازمانی آن ضرورتی غیرقابل انکار است. بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد که ضعف مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری منجر به از دست‌‌دادن پنجاه و گاه هفتاد درصدِ پتانسیل حقیقی ارزش شرکت‌‌ها می‌‌گردد. دور از ذهن نخواهد بود که در سال‌‌های آینده تهیه‌‌ی اظهارنامه‌‌ی(صورت) سرمایه‌‌ی فکری شرکت‌‌ها به‌‌عنوان‌‌‌‌ ضرورتی برای پذیرش و رقابت در بازارهای بین‌‌المللی و به‌‌عنوان‌‌‌‌ پیش‌‌شرطی برای سرمایه‌‌گذاری به‌‌حساب آید. از سوی دیگر، مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری به‌‌عنوان‌‌‌‌ ضرورتی درون سازمانی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. روزگاری تنها داشتن دارایی‌‌های فیزیکی، و بعدترها کارکنانی حرفه‌‌ای و سپس بهره‌‌مندی از فنآوری‌‌های نوین و روزآمد به‌‌عنوان‌‌‌‌ ملاکی برای ارزش شرکت‌‌ها به حساب می‌‌آمد. اما امروزه به وضوح می‌‌توان گفت که دارایی‌‌های فیزیکی مستهلک می‌‌شوند، کارکنان حرفه‌‌ای سازمان‌‌ها را ترک می‌‌کنند و فنآوری‌‌ها همواره نسبت به فنآوری آینده ناکارآمدتر و عقب‌‌مانده به‌‌حساب می‌‌آیند. از این‌‌رو، هنر مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری، هنر توسعه‌‌ی دارایی‌‌های نامشهود و فکری غیر قابل استهلاک و پر ارزش‌‌تر، توسعه‌‌ی ظرفیت ارزش‌‌افزایی دارایی‌‌های مالی فیزیکی، انتقال قابلیت‌‌های و دانش کارکنان حرفه‌‌ای و تبدیل آن به دانش سازمانی و یا دارایی‌‌های تحت مالکیت فکری سازمان، ایجاد فنآوری‌‌های درون‌‌زا یا توسعه‌‌ی قابلیت‌‌های به‌‌کارگیری فنآوری‌‌های خریداری‌‌شده و روزآمدسازی درونی آن‌‌ها است. و در نهایت ایجاد ارزش‌‌افزوده‌‌ی بیشتر و پایدارتر برای سازمان و ذینفعان آن، و ترغیب سرمایه‌‌گذاران به سرمایه‌‌گذاری در سازمان و بهبود اعتماد و اطمینان بازارهای مالی و سرمایه‌‌ای است.
    بدین ترتیب ملاحظه می شود که جوامع دانش‌‌محور در حال شکل گیری و تکوین هستند، و هژمونی این جوامع غیرقابل انکار و قطعی است. شاید بتوان گفت که پیش‌‌بینی دراکر به واقعیت نزدیک می‌‌شود. دراکر پیش‌‌بینی کرد، سازمان‌‌های آینده بیش از پیش دانش‌‌پایه خواهند بود و بر پایه‌‌ی منابع دانشی و شبکه‌‌های دانشی که برای خود ایجاد خواهند کرد، با یکدیگر رقابت خواهند کرد. از این‌‌رو تحول به‌‌سوی اقتصاد دانش‌‌پایه تاثیرات بسیار گسترده‌‌‌‌تری را در پی خواهد داشت. به همین سبب، ارزش بازاری شرکت، بیش از پیش معطوف به سرمايه‌‌ی فکري آن است و همان‌‌گونه که کارآفرینان و مديران ارشد اجرايي به دارايي‌‌هاي فيزيکي توجه مي‌‌کنند، بايستی به مديريت دارایی‌‌های نامشهود و سرمایه‌‌ی فکري به‌‌عنوان یک ضرورت توجه کنند.
    کنفرانس مدیریت سرمایه فکری بنا به درک ضروریات شفاف‌‌سازی و اتخاذ رویکرد مدیریتی بر سرمایه‌‌ی فکری در ایران و برپایه‌‌ی مطالعه و تدقیق در حوزه‌‌ی مفاهیم پایه‌‌ و چارچوب‌‌های طبقه‌‌بندی، ضروریات مدیریتی و مدل‌‌های سنجش سرمایه‌‌ی فکری برگزار می شود تا به شفاف‌‌سازی برداشت‌‌های ذهنی از مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری نیز پرداخته شود. خوشبختانه در سال‌‌های اخیر به‌‌طور بسیار گسترده‌‌ای مدیریت دانش مورد توجه نویسندگان و مترجمان ایرانی قرار گرفته است. اما این توجه بسیار، ممکن است باعث بروز برخی برداشت‌‌ها پیرامون رابطه‌‌ی مدیریت دانش و سرمایه‌‌ی فکری شود. از این‌‌رو برخی بر این باور استوار شوند که مدیریت دانش همان مدیریت سرمایه‌‌ی فکری است. این برداشت بیشتر از این‌‌روست که تا کنون سرمایه‌‌ی فکری و مدیریت و سنجش آن، مورد توجه نظریه‌‌پردازان و پژوهش‌‌گران قرار نگرفته است و سازمان‌‌های ایرانی نیز بنا بر همین برداشت، تنها به مدیریت دانش اکتفا می‌‌کنند. هرچند مدیریت دانش به‌‌عنوان‌‌‌‌ یکی از جنبه‌‌های مدیریت توسعه‌‌ی سرمایه‌‌ی فکری به‌‌حساب می‌‌آید، اما دامنه‌‌ی اثرگذاری سرمایه‌‌ی فکری پیوستاری وسیع‌‌تر، از: کارکنان، مدیران، ساختارسازمانی، فرهنگ سازمانی، قابلیت سازمانی، روابط و همکاری‌‌های بین سازمانی، ذینفعان، امتیازات انحصار معنوی، برند و ... را در برمی‌‌گیرد. از سوی دیگر یکی از مهم‌‌ترین جنبه‌‌های مدیریت سرمایه‌‌ی فکری، سنجش سرمایه‌‌ی فکری سازمان است. از آنجایی که سنجش سرمایه‌‌ی فکری شاخص‌‌ها و سنجه‌‌های پولی و مالی و شاخص‌‌ها و سنجه‌‌های غیرمالی را در برمی‌‌گیرد، لذا این مدل‌‌ها پیوستاری از مدل‌‌های مالی و حسابداری تا مدل‌‌های عملکردی غیرمالی را شامل می‌‌شود. همچنین، علاوه بر مزایای درون‌‌سازمانی مدیریت سرمایه‌‌ی فکری، امروزه مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری به‌‌عنوان‌‌‌‌ ضرورتی برای حضور شرکت‌‌ها در بازارهای مالی و در قالب الزامی برون سازمانی مطرح است. از این‌‌رو مفهوم مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری در سطح جهانی مفهومی بسیار گسترده‌‌تر از مدیریت دانش داراست، و در ایران نیز گاه مسیری متمایز از آن‌‌چه از خلال پیاده‌‌سازی مدیریت دانش تبیین می‌‌شود، می‌‌پیماید.
    مروری بر چیستی و چگونگی دانش، به‌‌عنوان درگاهی برای بررسی مختصات پدیدارشناسانه‌‌ی کسب و کار در اقتصاد دانش‌‌پایه، شناخت، صور و اشکال جدید منابع در اقتصاد دانش‌‌پایه ، تاریخچه‌‌ی پیدایش دارایی‌‌های نامشهود سازمان و مولفه‌‌ها و نقش آن‌‌ها، چارچوب‌‌های طبقه‌‌بندی این سرمایه از دیدگاه‌‌های متفاوت ، سرمایه‌‌ی انسانی، سرمایه‌‌ی ساختاری و دارایی‌‌ها/سرمایه‌‌های دانشی و اطلاعاتی، موضوعاتی هستند که در حوزه‌‌ی مطالعه سرمایه‌‌ی فکری واقع شده‌‌اند. در پیش‌‌بینی موضوعات این کنفرانس، هم‌‌چنین مروری بر مفاهیم مدیریت سرمایه‌‌ی فکری و شناسایی مرزها و الزامات آن، مدیریت توسعه‌‌ی سرمایه‌‌ی فکری از دریچه‌‌ی تمرکز بر مدیریت دانش، مرزهاي سرمایه‌‌ی فکری و مولفه‌‌های تشکیل‌‌دهنده‌‌ی آن ، فرهنگ و تاثیر به سزای آن بر سرمایه‌‌ی فکری و بستر پیونددهنده‌ي‌‌ مولفه‌‌های مختلف سرمایه‌‌ی فکری ، مدیریت فرهنگ در سرمایه‌‌ی فکری و مولفه‌‌های آن ،یادگیری سازمانی به‌‌عنوان‌‌‌‌ چارچوبی توانمندساز و افزاینده‌‌ی دانش و سرمایه‌‌ی فکری ، قابلیت سازمانی، به‌‌عنوان‌‌‌‌ ویژگی‌‌ اثرگذار بر حرکت سازمانی و مشارکت بین‌‌سازمانی به‌‌عنوان‌‌‌‌ یکی از مهم‌‌ترین ظرفیت‌‌های مرتبط با سرمایه‌‌ی ساختاری رابطه‌‌ای سازمان و الزامات مدیریت مناسب این ظرفیت‌‌ها در جهت توسعه‌‌ی سرمایه‌‌ی فکری موردتوجه قرار گرفته است.
    بررسی مفهوم عملکرد، اصول و رویه‌‌های سنجش عملکرد ،بحث حسابداری دارایی‌‌ها و حسابداری دارایی‌‌های نامشهود و سرمایه‌‌ی فکری، نقاط قوت و ضعف سیستم‌‌های حسابداری مختلف در ارزش‌‌گذاری دارایی‌‌های نامشهود و سرمایه‌‌ی فکری و حالت‌‌های ممکن در حسابداری آن‌‌ها، بررسی جنبه‌‌های مختلف سنجش سرمایه‌‌ی فکری، مدل‌‌های توصیفی سنجش سرمایه‌‌ی فکری در قالب پنج طبقه‌‌بندی مدل‌‌‌‌های مبتنی بر سرمایه‌‌ی بازار، مدل‌‌‌‌های مستقیم سرمایه‌‌ی فکری، مدل‌‌‌‌های بازده دارایی‌‌ها، مدل‌‌های کارت امتیازی و مدل‌‌های تجسمی، طریقه‌‌ی پیاده‌‌سازی، شاخص‌‌ها و سنجه‌‌های آن‌‌ها و همچنین نقاط قوت و ضعف هر یک، مدل‌‌های تجویزی سنجش سرمایه‌‌ی فکری، طریقه‌‌ی پیاده‌‌سازی، شاخص‌‌ها و سنجه‌‌های آن‌‌ها و همچنین نقاط قوت و ضعف هر یک، مدل‌‌های کلان سنجش دارایی‌‌ها و سرمایه‌‌های دانشی ، ابزارهای مرتبط با سرمایه‌‌ی فکری از مباحث اصلی کنفرانس هستند
    مباحث بین رشته ای مورد توجه کنفرانس است . مباحث مرتبط با حقوق سرمایه فکری شامل: حقوق مالکیت فکری، بنیان حقوقی برند ها ، علائم تجاری، تفاهم نامه ها ، قرارداد ها، حق اختراع، ایده ،...، قواعد همکاری بین سازمانی، مقررات زدایی و نیز مباحث بین رشته ای سرمایه فکری و جامعه شامل: سرمایه فکری و هویت، چارچوب‌‌های فنی اجتماعی، یادگیری تجربی، یادگیری مشارکتی، مدیریت اخلاق و فرهنگ، نگاشت، تجزیه و تحلیل، شناخت شناسی شبکه اجتماعی، نوپردازی، جامعه‌‌ی دانشی، رابطه سرمایه فکری وفرهنگ‌‌های قومی و ملی و سیاست‌‌های ملی، زمینه های مشترک سرمایه فکری و اقتصاد شامل احصای سرمایه فکری ملی، منطقه‌‌ای و شهری، خصوصی سازی، آزادسازی و انحصار زدایی، سرمایه فکری و بازار سهام،سرمایه فکری فرامرزی، اقتصاد دانشی، سرمایه فکری و اقتصاد جهانی، مدیریت مالی و سرمایه فکری و مبحث بین رشته ای سرمایه فکری و مدیریت مشتمل بر منابع و دارایی‌‌های نامشهود، ارتباطات سازمانی و میان سازمانی، معماری سامانه‌‌ی مدیریت سرمایه فکری، رهیافت‌‌های جدید در مدیریت دانش، اشتراک دانش در سازمان، ساز و کارهای اشتراک و خلق دانش، مدیریت دانش مشتری، سازمان های یادگیرنده، مدیریت سرمایه ی انسانی، مدیریت برند، مدیریت نوآوری و مالکیت فکری، مدیریت همکاری‌‌های بین سازمانی، مهارت‌‌های مدیر، رهبر و مرشد در اداره دانش سازمانی، مدیریت فناوری ، مدیریت دانش میان فرهنگی، مراکز جهانی سرمایه فکری ودر نهایت رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی اعم از اندیشه کسب و کار، احصای سرمایه فکری دانشگاه‌‌ها مراکز تحقیقاتی، تولیدی، بهداشتی،ورزشی، فرهنگی، هنری، .... ، سرمایه فکری و کارآفرینی، مطالعات موردی سرمایه فکری و مدیریت دانش، فلسفه کسب و کار با رهیافت‌‌های سرمایه فکری، سرمایه فکری و فضای الکترونیکی و سایر مباحث بین رشته ایٍ در خور از مباحث مورد علاقه در کنفرانس است.
    پیوستار مخاطبان کنفرانس مدیران و کارگزاران بورس، مدیران ارشد و میانی و به خصوص مدیران مالی سازمان‌‌های دولتی و خصوصی، حسابداران، کارآفرینان، حقوقدانان، صاحبان ایده و اختراع، اساتید و دانشجویان دانشگاه‌‌ها هستند. برگزار کنندگان امیدوارند تا این کنفرانس بتواند در هدایت سازمان‌‌های دولتی و خصوصی ایرانی به سوی مدیریت و سنجش سرمایه‌‌ی فکری، مفید واقع گردد. به‌‌طور طبیعی طرح اول بار هر موضوع نظری جدید، می‌‌تواند چالش‌‌هایی را با خود به همراه داشته باشد. از این رو برگزارکنندگان کنفرانس بر این باورند که همکاری و اشتراک نظر و پیشنهاد علاقه‌‌مندان حوزه‌‌ی سرمایه‌‌ی فکری، می‌‌تواند در هرچه بهتر شدن این کنفرانس یاری رسان باشد. از این‌‌رو از تمامی پژوهش‌‌گران و اساتید دانشجویان و علاقه‌‌مندان دعوت می‌شود تا از طریق ارسال مقالات علمی و پژوهشی خود، مخاطبان و برگزارکنندگان کنفرانس را از نقطه نظرات و نتایج کارهای تحقیقی و پژوهشی خود  در رابطه با سرمایه‌‌ی فکری مطلع سازند.

برچسب‌ها: تعریف سرمایه فکری, سرمایه فکری چیست, intellectual capital
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 توسط محمد علیپور

منظور از حسابداری صنعتی (بهای تمام شد) چیست؟

حسابداری صنعتی شاخه‌ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه  بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته با و تجزیه و تحلیل گزارش‌ها و بررسی‌ راههای تولید روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان می‌کند.

اهمیت حسابداری بهای تمام شده برای چیست ؟

در واقع حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیار مهم در اختیار مدیریت می‌باشند تا مدیران با استفاده از حسابداری صنعتی، بهای تمام شده تولیدات را محاسبه می‌کند و کنترل خود را بر روی هزینه‌های مواد، دستمزد و سایر هزینه‌های تولید اعمال می‌کند.

مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشند در تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایر تصمیم گیری‌ها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهند شد.

کاربرد حسابداری بهای تمام شده چیست ؟

گاهی تصور می‌شود کاربرد حسابداری صنعتی و بهای تمام شده محدود به کارخانجات و صنایع تولیدی می‌باشد هرچند شاید مشهورترین کاربرد آن در این جهت باشد ولی سایر مؤسسات نیز از حسابداری بهای تمام شده بهره برده و از روشهای حسابداری بهای تمام شده در بانکها، شرکتهای بیمه عمده فروشی‌ها ، شرکتهای حمل و نقل ، شرکتهای هواپیمایی ، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها در جهت کارایی بیشتر استفاده می‌گردد.

حسابداری صنعتی

حسابداری صنعتی حوزه‌ای از حسابداری که به چگونگی محاسبه قیمت تمام شده محصول جهت اندازه گیری موجودیتها و تعیین سود دوره و کنترل هزینه‌ها و سایر موارد تأکید دارد.

حسابداری صنعتی طی یک فرآیند هزینه‌ها را شناسایی ، اندازه گیری، طبقه بندی، تلخیص و جمع آوری نموده که اصطلاحاً به این فرآیند هزینه یابی اطلاق می‌شود.

همچنین حسابداری صنعتی سیستمی است که اطلاعات به وجود آمده تواماً در سیستم‌ حسابداری مالی و حسابداری مدیریت مورد استفاده قرار می‌گیرد در حسابداری مالی هنگام تهیه صورتهای مالی اطلاعات حسابداری صنعتی تحت عنوان موجودی کالای پایان دوره مورد استفاده قرار می‌گیرد همچنین در سیستم مدیریت این اطلاعات در برنامه ریزی، کنترل و تصمیم گیری‌ها مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.

از آنجایی که بخشی از فرآیند سیستم حسابداری صنعتی به شناسایی هزینه‌ها می‌انجامد لذا در این بخش ابتدا تعریفی از هزینه ادامة سیستمی به طبقه بندی هزینه‌ها اشاره می‌شود :

حسابداری مالی تعریف ویر را از هزینه را از هزینه ارائمه نموده است:

هزینه به معنی خروج وجه نقد از یک واحد انتفاعی یا مصرف یا استهلاک دارائی‌های موجود و یا افزایش بدهی‌ها و یک واحد ترکیبی از آنها که در نتیجه اجرای فعالیتهای اصلی یا جانبی واحد تجاری، واقع و به کاهش حقوق صاحبان سهام منجر می‌شود اطلاق می‌گردد.

در حسابداری صنعتی هزینه به عنوان منابع فدا شده برای رسیدن به یک هدف خاص ، معرفی می‌نماید همچنین حسابداری صنعتی علاوه بر هزینه‌های اضافی گذشته با هزینه‌های برآوری و آتی . (منابعی که قرار است در آینده مصرف یا فدا شوند) نیز سر و کار دارند.

طبقه بندی هزینه‌ها

هزینه‌ها را میتوان به شکل‌های مختلف طبقه بندی کرد که به برخی از این طبقه بندی به شرح زیر اشاره می‌شود :

الف) طبقه بندی هزینه‌های به تفکیک هزینه‌های مستقیم و غیر مسقتیم

هزینه‌های مستقیم :

به هزینه‌هایی اطلاق می‌شود که می‌توان آنها را به یک موضوع مشخص ارتباط دارد مانند مواد اولیه مصرف شده در یک واحد محصول .

هزینه‌های غیر مستقیم :

به هزینه‌هایی اطلاق می‌شود که نمی‌توان آنها را به یک موضوع مشخص ارتباط داد مانند هزینه‌های برق مصرفی در تولید محصولات .

هزینه‌های غیر مستقیم به علت اینکه قابلیت تخصیص به یک موضوع مشخص را ندارد. نمی‌توان آنها را مشخصاً به یک موضوع ارتباط داد بلکه این هزینه‌ها به طور عمومی و مشترک بین چندین موضوع هزینه می‌باشد.

هزینه های غیر مستقیم بر مبنای روشهای مختلف تسهیم به موضوعات مختلف هزینه مانند محصولات تخصیص داده می‌شود.

بطور خلاصه می‌توان بیان نمود که هزینه‌های مستقیم هزینه‌های هستند که به راحتی قابل ردیابی و تخصیص به یک محصول اندازه گیری نمود ولی هزینه‌های غیر مستقیم هزینه‌هایی است که به راحتی قابل ردیابی و تخصیص یک محصول نبوده بلکه این هزینه‌ها باید بین محصولات یا به عبارتی موضوعات مختلف هزینه‌ تخصیص داده شوند فرآیند تخصیص هزینه‌های غیر مستقیم به محصولات را غیر مستقیم و یا تخصیص هزینه اطلاق می‌کنند مانند هزینه برق، هزینه تعمیرات و نگهداری ماشین آلات، هزینه تأمین ماشین آلات و ... به محصولات تولید شده .

ب) طبقه بندی هزینه‌ها براساس عناصر تشکیل دهنده محصول

1ـ هزینه‌های مواد مستقیم :

هزینه‌های مواد مستقیم به موادی اطلاق می‌گردد که به سهولت قابل ردیابی و تخصیص به یک واحد محصول تولید شده می‌باشد این مواد شکل ظاهری محصول را تشکیل داده و بدون مصرف این مواد تولید محصول غیر ممکن است، مانند هزینه چرم مصرفی در تلوید کفش و یا پارچه مصرفی در تولید پوشاک .

2ـ هزینه کار مستقیم :

حقوق و دستمزد افرادی که مستقیماً در تولید محصول نقش داشته‌اند که به سهولت قابل ردیابی و تخصیص به یک واحد محصول است . مانند هزینه حقوق و دستمزد کارگران تولید.

هر نوع هزینه مستقیم دیگری نیز اگر دارای خصوصیات و ویژگی‌های مواد مستقیم و کار مستقیم باشد را می‌توان به آسانی به یک واحد محصول تخصیص داده مانند لوازم بسته بندی مصرفی در بسته بندی‌های محصول

3ـ هزینه‌های سربار ساخت / هزینه‌های غیر مستقیم :

این هزینه‌ها معمولاً شامل هزینه‌های کارخانه به استناد هزینه‌های مواد مستقیم و کار مستقیم می‌باشد به عبارتی هزینه‌هایی که نمی‌توان آنها را به سهولت به یک واحد محصول تخصیص داد و برای تخصیص این هزینه‌ها به محصول باید از فرآیند تخصیص و تسهیم استفاده نموده مانند هزینه‌های مواد غیر مستقیم ، کار غیر مستقیم و سایر هزینه‌های ساخت . هزینه‌های مواد غیر مستقیم و کار غیر مستقیم مفهومی قابل هزینه‌ مواد مستقیم و کار مستقیم را دارند . برای هزینه های غیر مستقیم می‌توان به عنوان مثال هزینه‌ چسب و یا نخ مصرفی در تلوید کنش اشاره کرده و برای هر سه کار غیر مستقیم می‌توان به عنوان مثال به هزینه حقوق و مزایای سر کارگر و یا مدیر تولید و یا هزینه حقوق و مزایای انباردار ، نگهبان و ... اشاره نمود. سایر هزینه‌های ساخت شامل کلیه هزینه‌های غیر مستقیم به جز مواد غیر مستقیم و کار غیر مستقیم می‌باشد مانند هزینه‌های تعمیرات و نگهداری ماشین آلات ، هزینه بیمه ماشین آلات کارخانه، هزینه سوخت کارخانه هزینه آب و برق و تلفن کارخانه و سایر هزینه‌های غیر مستقیم کارخانه

به جمع هزینه‌های (مواد مستقیم، کار مستقیم، هزینه‌های سر بار ساخت) هزینه‌های ساخت یا هزینه‌های تولید و یا تمام شده تولید اطلاق می‌شود.

مفهوم بهای اولیه یا هزینه‌های اولیه : به جمع مواد مستقیم و هزینه دستمزد مستقیم، بهای اولیه یا هزینه‌های اولیه اطلاق می‌شود یعنی دو نوع هزینه‌ای که مستقیماً قابل ردیابی در هر واحد محصول است.  

هزینه تبدیل :

به جمع هزینه دستمزد مستقیم و هزینه سر بار ساخت اطلاق می‌شود.

ج) طبقه بندی هزینه‌ها به دو نوع هزینه‌های محصول و هزینه‌های دوره :

هزینة محصول همان هزینه تولید و یا به عبارتی جمع هر سه هزینه مواد مستقیم، کار مستقیم و هزینه‌های سربار ساخت است.

هزینة دوره به کلیة هزینه‌هایی اطلاق می‌شود که نتوان این هزینه‌ها را به عنوان هزینه‌های محصول قلمداد نمود این هزینه‌ها به نوعی یا دوره زمانی که طی آن واقع شده‌اند ارتباط دارد و در دورة وقوع در صورت سود و زیان انعکاس می‌یابند این هزینه‌ها در صورت سود و زیان تحت عنوان هزینه‌های عملیاتی طبقه بندی می‌شوند مانند هزینه‌های توزیع و فروش و هزینه‌های عمومی و اداری هزینه‌های دوره به عبارتی هزینه‌هایی هستند که نه به طور مستقیم و نه به طور غیر مستقیم با تولید هیچ گونه ارتباطی ندارند.

د) طبقه بندی هزینه‌ها براساس رفتار هزینه‌

در این نوع طبقه بندی موضوع از این است که هزینه‌ها در مقابل تغییرات تولید چه رفتاری از خود نشان می‌دهد .

1) هزینه‌های ثابت                       2) هزینه‌ متغیر

1ـ هزینه‌های ثابت :

هزینه‌های ثابت هزینه‌هایی هستند که بدون توجه به تغییرات حجم تولید در دامنة معین از تولید (دامنه مربوط) بدون تغییر هستند مانند هزینه استهلاک (روش خط مستقیم) هزینه بیمه ، هزینه اجاره ، عوارض و ...

هزینه ثابت در یک دامنة مربوط ثابت است ولی تغییرات حجم تولید هزینه‌های ثابت در دامنه‌های مختلف، تغییر می‌باید هزینه‌های ثابت در سطح تولید در یک دامنه مربوط هر اندازه تولید بیشتر باشد هزینه ثابت هر واحد کمتر خواهد بود.

هزینه ثابت هر واحد برابر است با هزینه ثابت تقسیم بر میزان تولید.

2ـ هزینه‌های متغیر :

هزینه‌های متغیر هزینه‌هایی هستند که با توجه به متغیر در سطح تولید این گونه هزینه‌ها نیز متغیر می‌یابند هزینه‌های متغیر در سطح کل تولید متغیر ولی در سطح هر واحد ثابت است.

طبقه بندی هزینه‌ها برحسب رفتار هزینه‌ها به چگونگی واکنش هزینه‌ها در برابر تغییر در سطح فعالیت اشاره دارد به بیان دیگر مقصود از رفتار هزینه‌ها مدلی است که براساس  آن یک هزینه مشخص نسبت به تغییر در سطح فعالیت واکنش نشان می‌دهد.

بهای اولیه و بهای تبدیل :

بهای اولیه مستقیماً مربوط به تلولید بوده و شامل هزینه‌های مواد مستقیم و کار مستقیم می‌باشد بهای تبدیل یا هزینه‌های تبدیل مربوط به هزینه‌هایی می‌شود که مواد مستقیم را به محصول تکمیل شده تبدیل می‌نماید که شامل هزینه‌ کار مستقیم و هزینه‌های سربار کارخانه می‌شود.

انواع موجودی‌ها در شرکت‌های تولیدی

شرکت‌های تولیدی دارای سه نوع موجودی به شرح زیر می‌باشند :

1ـ موجودی مواد اولیه :

قیمت تمام شده موادی است که در تولید مورد استفاده قرار نگرفته و در انبار موجود می‌باشد.

2ـ موجودی کالای در جریان ساخت :

قیمت تمام شده کالای تکمیل نشده است که شامل مواد مستقیم، کار مستقیم و سربار کارخانه می‌باشد.

3ـ موجودی کالای ساخته شده :

قیمت تمام  شده کالای تکمیل شده است که در انبار موجود می‌باشد که شامل مواد مستقیم ، کار مستقیم و سربار کارخانه می‌باشد.

سیستم‌های هزینه یابی :

نحوه جمع آوری ، انباشت و تخصیص هزینه‌های تولید به محصولات با توجه به نوع سیستم عملیات تولیدی می‌تواند مبتنی بر یکی از سیستم‌های هزینه یابی و یا ترکیبی از هر دو سیستم هزینه‌یابی به شرح زیر می‌باشد :

سیستم هزینه یابی سفارش کار

سیستم هزینه‌یابی مرحله‌ای

در شرکت‌هایی که تولید محصولات طبق مشخصات دریافتی از مشتریان انجام می‌شود بکار گیری سیستم هزینه یابی سفارش کار ودر شرکت‌هایی که تولید محصولات به صورت انبوه و پیوسته صورت می‌گیرد بکارگیری سیستم هزینه‌یابی مرحله‌ای مناسب می‌باشد.

هر دو سیستم هزینه‌یابی سفارش کار و مرحله‌ای به سه روش زیر قابل اجرا می‌باشند .

هزینه‌یابی واقعی

هزینه‌یابی نرمال

هزینه‌یابی استاندارد

در هزینه‌یابی واقعی، کلیه عوامل تشکیل دهنده قیمت تمام شده محصول شامل هزینه‌هایی است که به طور واقعی انجام شده‌اند ولی در هزینه‌یابی نرمال، از عوامل قیمت تمام شده محصول ، هزینه‌های مواد مستقیم وکار مستقیم واقعی بوده ولی سربار کارخانه بصورت برآورده شده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در هزینه‌های استاندارد با استفاده از استانداردهای مواد مستقیم، کار مستقیم و سربار کارخانه قبل از شروع سال مالی ، قیمت تمام شده محصول محاسبه و تعیین می‌گردد.

هزینه‌های واقعی سربار کارخانه

هزینه‌های واقعی سربار کارخانه بصورت روزانه یا دوره‌ای انجام و ثبت می‌گردد برای کنترل هزینه‌های سربار کارخانه، در دفتر کل از حساب کنترل سربار کارخانه استفاده می‌شود حساب کنترل سربار کارخانه دارای معین برای هر نوع عامل هزینه مانند استهلاک ، سوخت و روشنایی می‌باشد مانده حساب کنترل سرباره کارخانه یابد به جمع مانده معین‌های آن مساوی باشد اصولاً در شرکتهای تولیدی برای ثبت هزینه‌های واقعی سربار کارخانه از کار هزینه سرابر کارخانه استفاده می‌کنند و برای هر دایره (تولیدی و خدماتی) کارت هزینه سربار کارخانه جداگانه‌ای نگهداری می‌شود کارت هزینه سربار کارخانه معین حساب کنترل سربار کارخانه می‌باشد.

تسهیم هزینه‌ه ای واقعی دوایر خدماتی به دوایر تولیدی در هزینه‌یابی واقعی

در صورتی که روش هزینه یابی واقعی باشد، در پایان دوره حسابداری صنعتی، هزینه‌های واقعی سربار کارخانه دوایر خدماتی با استفاده از یکی از روشهای مستقیم یک طرفه یا ریاضی به دوایر تولیدی تسهیم شده.

سیستم هزینه‌یابی مرحله‌ای

هزینه‌یابی مرحله‌ای سیستمی است برای اندازه گیری و گزارش قیمت تمام شده محصولات مشابهی که تولید آنها در یک سری عملیات تولیدی یکنواخت بصورت انبوه و پیوسته صورت می‌گیرد در هزینه‌یابی مرحله‌ای تأکید اصلی بر روی دایره یا مرکز هزینه می‌باشد در هر دایره یا مرکز هزینه ، عملیات تولیدی مختلفی صورت می‌گیرد مانند دایرة تراشکاری یا مونتاژ معمولاً یک واحد محصول از دو یا چند دایره یا مرکز هزینه عبور می‌کند تا به انبار کالای ساخته شده برسد و در هزینه‌یابی مرحله‌ای هزینه های تولید (مواد مستقیم ، کار مستقیم و سربار کارخانه) هر دایره به حساب موجودی کالای در جریان ساخت همان دایره منظور می‌شود و گزارش هزینه تولید برای هر دایره در پایان دورة زمانی معین (هفتگی یا ماهانه) تهیه می‌گردد نمونه صنایعی که از سیستم هزینه‌یابی مرحله‌ای استفاده می‌کنند عبارتند از صنایع کاغذ، فولاد و شیمیایی.

مراحل تهیه گزارش هزینه تولید

برای تهیه گزارش تولید باید پنج مرحله کار به شرح زیر صورت گیرد:

1.     تهیه جدول مقدار تولید

2.     محاسبه مقدار تولید برچسب معادل آحاد تکمیل

3.  خلاصه کردن جمع هزینه‌های قابل تخصیص که شامل قیمت تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره و هزینه‌های انجام یافته طی دوره (مواد مستقیم، کار مستقیم، سربار کارخانه) می‌باشد.

4.    محاسبه قیمت تمام شده یک واحد

5.  محاسبه قیمت تمام شده واحدهای تکمیل شده و قیمت تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره

 

معادل آحاد تکمیل شده

مفهوم معادل آحاد تکمیل شده اساس هزینه‌یابی مرحله‌ای می‌باشد در اکثر موارد بر روی کلیه واحدهایی که طی دورة عملیات تولیدی بر روی آنها صورت می‌گیرد تکمیل نمی‌گردد بدین معنی که بعضی از آنها در پایان دوره تکمیل نشده باقی می‌مانند در این گونه موارد بخشی از هزینه‌های تولید باید به واحدهای در جریان ساخت پایان دوره تخصیص یابد بنابراین جهت تعیین قیمت تمام شده یک واحد جمع هزینه‌های تولید را نباید فقط بر روی واحدهای تکمیل شده تقسیم نمود بلکه واحدهای تکمیل نشده در پایان دوره نیز بایستی در محاسبات منظور گردد بدین منظور باید واحدهای در جریان ساخت پایان دوره را برحسب واحدهای تکمیل شده بیان نمود قبل از محاسبه آحاد تکمیل شده درجه تکمیل موجودی کالای در جریان ساخت باید تعیین گردد در بعضی از صنایع انجام این کار ایجاد اشکال نمی‌نماید اما در صنایعی که امکان تعیین درجه تکمیل موجودی کالای در جریان ساخت نباشد آن را باید برآورد نمود.

 

انواع گزارش‌های درون سازمانی و برون سازمانی کدامند و توسط چه واحدهایی تهیه می‌شوند

گزارش‌های درون سازمانی در مؤسسات تولیدی توسط واحد حسابداری بهای تمام شده تهیه می‌گردد و معمولاً هر ماه این گزارشات براساس نیاز مدیران تهیه می‌شوند تا در اختیار آنها قرار گیرد. عمده‌ترین گزارشات درون سازمانی در مؤسسات تولیدی به صورت زیر می‌توان نوشت .

1) گزارش مصرف مواد       

2) گزارش بهای تمام شده کالای ساخته شده

3) گزارش اوقاف تلف شده          

4) گزارش کالای در جریان ساخت

5) گزارش ضایعات             

6) گزارش خرید

7) گزارش روش                           

8) سایر گزارشات مورد استفاده مدیریت

گزارش‌های برون سازمانی در مؤسسات تولیدی توسط دایره حسابداری تهیه می‌شود این گزارشها با توجه به اینکه مورد استفاده اشخاص حقیقی و حقوقی همچون دولت، بانکها، سرمایه گذاران و ... که قبلاً توضیح داده شدند می‌باشند باید براساس استانداردهای حسابداری و اصول پذیرفته شده حسابداری تهیه گردند تا قابلیت مقایسه داشته و قابل اتکاء باشند عمده‌ترین این گزارش‌ها بصورت زیر می‌باشد.

1)   گزارش‌ بهای تمام شده کالای فروش رفته

2)   گزارش سود و زیان

3)   ترازنامه

4)   گردش جریانات نقدی

5)   گزارش تقسیم سود

گزارشات برون سازمانی در مؤسسات تولیدی

1ـ گزارش(جدول)بهای‌تمام‌شده‌کالای‌فروش‌روزچیست؟

برای آنکه گزارش‌های درون سازمانی و برون سازمانی را بهتر بشناسید ابتدا گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته را که یک گزارش برون سازمانی می‌باشد بررسی می‌نماییم چرا که در مبحث‌ حسابداری مؤسسات بازرگانی نیز تا حدودی و به شکل دیگر با آن آشنا شده‌اید . در مبحث قبل اشاره شد بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است.

1.     بخش مواد مستقیم

2.     دستمزد مستقیم

3.    سربار

4.    بخش کالای در جریان ساخت

5.    بخش کالای ساخته شده

 

فرآیند تخصیص و تسهیم هزینه‌های سربار 

1.     آشنایی با تسهیم اولیه و ثانویه سربار و روشهای تسهیم ثانویه سربار

2.     تشریح فرآیند تسهیم ثانویه سربار به روش مستقیم

3.    تشریح فرآیند تسهیم ثانویه سربار به روش یک طرفه

4.    تشریح فرآیند تسهیم ثانویه سربار به روش ریاضی

5.    آشنایی با هزینه بر مبنای فعالیت ABC

 

آشنایی  با تسهیم اولیه و ثانویه سربار و روشهای تسهیم ثانویه سربار

 

تسهیم اولیه و ثانویه سربار :

منظور از تسهیم اولیه این است که هزینه‌های سربار به تفکیک دوایر خدماتی و تولیدی ردیابی، شناسایی و بدهکار حساب دایره مربوطه (مرکز هزینه) ثبت و انباشته شود.

ولی در تسهیم ثانویه، هزینه‌های سربار انباشته شده و در مراکز هزینه دوایر خدماتی کارخانه بر مبنای مشخص . معین و با استفاده از روش‌های مناسب، به مراکز هزینه دوایر تولید منتقل می‌گردند.

عمل انتقال این هزینه از دوایر خدماتی به دوایر تولیدی را اصطلاحاً تسهیم ثانویه می‌نامند .

 

مبانی تسهیم ثانویه سربار

برای تسهیم ثانویه سربار دو کار اساسی باید صورت گیرد.

1.      نخست اینکه مبانی مناسب برای انتقال هزینه از دوایر خدماتی به دوایر تولیدی انتخاب گردد.

2.              روش مناسب برای تسهیم ثانویه انتخاب شود.

 

برخی از مناسب‌ترین مبناها از نظر تسهیم ثانویه، به شرح زیر ارائه می‌شود.

دوایر خدماتی مبنای مناسب جهت تسهیم هزینه

کارگزینی تعداد کارکنان

حسابداری ساعات کارکنان

تعمیرات و نگهداری ساعات کار ماشین

تعمیرات ساختمان سطح زیر بنا

انبار تعداد حواله / هزینه مواد

رستوران تعداد کارکنان

بهداری تعداد کارکنان

نگهبانی سطح زیربنا

کنترل کیفی تعداد / مقدار محصول

 

سربار پیش بینی شده

به دلیل اینکه هنگام محاسبه‌های تمام شده محصول تولید شده اطلاعات مربوط به سر واقعی کامل نیست چرا که برخی از اقلام سربار ماهیتاً در پایان سال مالی ثبت می‌شوند و برخی نیز هنگام تحمل هزینه مورد ثبت قرار می‌گیرند و لذا ممکن است تا مقطعی که قیمت تمام شده محصول مورد محاسبه قرار می‌گیرد اطلاعات مربوط به سربار واقعی همگی ثبت نشده باشد لذا برای رفع این معضل از نرخ از بیش تعیین شده سربار (نرخ جذب سربار) استفاده می‌شود این نرخ کسری است که صورت آن سربار برآوری و مخرج آن را مبنای جذب سربار مشخص می‌سازد مبنای جذب سربار می‌تواند ساعات کار مستقیم ، ساعات کار ماشین، هزینه مواد مستقیم و هزینه کار مستقیم و .... باشد .

هنگامی که مبنای جذب سربار هزینه مواد مستقیم و هزینه کار باشد نرخ جذب سربار به درصد بیان می گردد (حاصل کسر حزب در 100 می‌شود)

برای تعیین سربار جذب شده، مبنای جذب سربار هر آن چیزی که تعیین شده باشد بایستی مقدار واقعی آن را در سفارش مورد نظر انتخاب و نرخ محاسبه شده در آن ضرب گردد تا مبلغ سربار جذب شده جهت صددرصد محاسبه شود.

 

مفهوم اضافه کسر جذب سربار

در صورتی که مانده حساب کنترل سر بار در پایان سال مالی و اداری مانده بدهکار باشد مفهوم کسر جذب سربار است در غیر این صورت مفهوم اضافه جذب سربار می‌باشد .

به عبارتی

اضافه جذب سربار > سربار مالیاتی > سربار جذب شده

کسر جذب سربار > سربار واقعی > سربار جذب شده

 

عنوان هزینه‌ مبنای تسهیم

اجاره کارخانه سطح زیربنا

استهلاک ساختمان سطح زیربنا

حرارت سطح زیربنا

سرپرستی تعداد کارکنان

تلفن و تلگراف تعداد مکالمات ، تعداد کارکنان

برق کیلووات ساعت

آب سطح زیر بنا

روشهای تسهیم ثانویه سربار

1ـ روش مستقیم :

این روش بسیار ساده است ولی از دقت لازم برخوردار نیست در این روش هزینه دایره زمانی براساس مبناهای مناسب‌ بین دوایر تولیدی تسهیم می‌گردد. از معایب اساسی این روش آن است که سهم هزینه دوایر خدماتی که به یکدیگر سرویس داده‌اند مورد محاسبه و توجه قرار نمی‌گیرد.

2ـ روش یک طرفه

روش یکطرفه کاملتر از روش مستقیم است ولی از معایب آن این است که هر دایره‌ای که هزینه‌اش تسهیم شود از فرآیند محاسباتی بعدی حذف می‌شود متقابلاً از تسهیم بعدی سهم هزینه نمی‌گیرد.

نکته مهم و قابل توجه این است که کدام دایره خدماتی باید قبل از دوایر دیگر هزینه‌ خود را تسهیم کند ضابطه مقبول عام در این مورد وجود ندارد ولی معمولاً دوایر خدماتی برحسب مقدار هزینه‌ای که دارند به صورت نزولی مرتب سپس از دایره‌ای که بیشترین هزینه را دارد عملیات تسهیم آغاز می‌شود.

 

3ـ روش ریاضی / جبری/ دو طرفه

روش دو طرفه روش کاملی است و در تسهیم ثانویه، سهم هزینه دوایر خدماتی را که بیشتر از یکدیگر سرویس گرفته‌اند تعیین نموده و اطلاعات کاملی در اختیار مدیریت می‌گذارد .

برای تسهیم ثانویه هزینه به روش دو طرفه باید قبل از هر اقدامی، جدول (ماتریس) هزینه دهی و هزینه بری را تشکیل داد سپس براساس این جدول برای دوایر خدماتی معادله‌ای تنظیم و با حل معادله عمل تسهیم هزینه انجام گیرد.

 

منابع :

 

·        اینترنت

·        کتاب اصول حسابداری ، نویسنده : شهرام روزبهانی

·        جلد اول، چاپ 15 ، نویسنده : سورن آبنوس

 


برچسب‌ها: حسابداری صنعتی, مقاله حسابداری صنعتی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 توسط محمد علیپور
با سلام

فكر كردم یه حسابدار اگر میخواد به روز باشه باید از مسایل روز مالیاتی هم خبر داشته باشه به همین خاطر لینك قانون مالیات بر ارزش افزوده رو كه یكی از مباحث روز است رو براتون گذاشتم امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.

آدرس سایت http://www.vat.ir/

آدرس قانون مالیات بر ارزش افزوده دانلود ازلینک زیر:

http://www.vat.ir/Assets/PDF/ShortVATLaw.pdf


برچسب‌ها: مالیات بر ارزش افزوده, قانون مالیات بر ارزش افزوده, VAT
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 توسط محمد علیپور
متن زیر رو از یک وبلاگ تازه راه اندازی شده در مورد حسابداری پیدا کردم برام جالب بود و به نظرم اومد شاید برای شما هم جالب باشه بخاطر اینکه حق اونها هم ضایع نشه آدرسش رو در زیر آوردم .

                                               سند افتتاحیه
به نام خدای حسابگر ، حسابساز، حسابرس و حسابدارِِِ زمین و آسمان و هر آنچه در اوست. هم او که افتتاحیه و اختتامیه همه حسابها و کتابهاست. ترازش همیشه موزون است و موجودیهایش همیشه در فزون. مطالبات مشکوک الوصولی ندارد چه اینکه کسی از قدرت لایزال او نمیتواند بگریزد و استهلاک انباشته محاسبه نمیکند گویا که در حوزه حسابداری او چیزی بی ارزش نمیشود. به کسی مالیات نمیدهد و از کسی به ناحق چیزی نمیگیرد. نه سهامی است و نه تضامنی. هیچ شراکتی با کسی ندارد تک مالکی است و بی رقیب. هیچ تلفیق و ادغام و ترکیبی در حوزه شخصیتش تعریف شدنی نیست. حسابداری تورمی ندارد چه در نظرش ارزشها تغییر ناپذیرند. حسابداریش آنقدر خالص است که دوره مالی در آن تعریف نا شدنی و واحد پولی در آن بی معناست. شخصیتش حوزه محدودی ندارد و ازل و ابد را در بر میگیرد. تداومش یک فرضیه نیست یک فرض و حقیقتی محض است. مدیریتش حسابداری است و حسابداری اش مدیریت که بر مدار عدالت است و به مثقال و ذره هم میرسد و چیزی در آن از قلم نمی افتد. فضل و بخشش اوست که بر مدار اهمیت می چرخد و سرمایه بندگان امیدواری  به اوست. و همان است که رهایی بخش آنان از حساب و کتابش خواهد بود، آنجا که مستجاب می گرداند دعای برترین انسانها را در حق همه عالم که
                     الهی عاملنا به فضلک و لا تعاملنا به عدلک

                                             http://hesabdari.blogfa.com/

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 توسط محمد علیپور

مديريت دانش درارتباط با مشتري

دكتر محمدرضا غلاميان

مريم خواجه افضلي

Maryam.afzali@gmail.com

بابک ابراهيمي

Babak.ebrahimi@gmail.com

چكيده

دانش به عنوان يک فاکتور رقابتي کليدي در اقتصاد جهاني شمرده مي‏شود ، اما براي حضور موفق در بازار پوياي امروزي بايد يک جزء مهم ديگر به نام مشتري را نيز مدنظر قرار داد. مديريت دانش مشتري ان ، براي سازمانها اين امکان را فراهم مي‏آورد که با احتمال بيشتري قادر به تشخيص فرصتهاي پديدار شده در بازار بوده و مزيت رقابتي خود را افزايش دهند . مديريت دانش مشتري در ارتباط با به‌دست آوردن، اشتراک گذاري و بسط دانش مشتريان و در راستاي به سود رساني مشترک بين مشتريان و سازمان است. در اين مقاله ابتدا به معرفي رويكرد مديريت دانش مشتري و بيان تفاوتهاي آن با مديريت دانش و مديريت ارتباط با مشتري پرداخته و در ادامه به بررسي نقش مديريت دانش در خلق ارزش در فرآيندهاي مديريت ارتباط با مشتري مي پردازيم و در نهايت به ارائه چارچوبي براي اجراي مديريت دانش مشتري مي ‏ پردازيم.

مقدمه

در اقتصاد مبتني بر دانش امروز، مزيت رقابتي، به‌طور فزاينده‏اي در تسهيل روندهاي اطلاعاتي انجام كار يافت مي‏شود تا در دسترسي به منابع و بازارهاي خاص. پس دانش و سرمايه فكري به عنوان مبناي اوليه دستيابي به شايستگيهاي اصلي و راهبردي براي عملكرد برتر مطرح مي‏شوند. در راستاي رسيدن به مزيت رقابتي پايدار نيز توجه به دانش موجود، چگونگي استفاده موثر از آن و ايجاد ساختاري براي استفاده از اطلاعات و دانش جديد امري مهم و حياتي شمرده مي‏شود که سازمانها بايد توجه ويژه‏اي به آن داشته باشند. مديريت ارتباط با مشتري از مباحثي است که در اقتصاد جهاني امروز، سازمانها را به دوباره انديشي در راهکارهاي برقراري ارتباط با دامنه وسيع مشتريان و تسخير اين دانش گسترده برانگيخته است. اما به جرئت مي‏توان به اين نکته اشاره کرد كه برقراي ارتباط موثر با مشتريان بدون به‌کارگيري مديريت دانش امكان پذير نيست. براي افزايش کارايي و اثربخشي سازمان و اطمينان از ارايه مطلوب کالا و خدمات به مشتريان و کسب رضايت آنان، بايد دانش خود را درباره مشتريان مديريت کنيم. بنابراين مديريت دانش جزء جدانشدني مديريت ارتباط با مشتري است. در اين مقاله برآنيم که به تشريح نقش مديريت دانش در مديريت ارتباط با مشتري بپردازيم. حائز اهميت است که پيش از بررسي نقش مديريت دانش در مديريت ارتباط با مشتري، تعاريفي از هر يك از اين مفاهيم ارائه شده است تا اطمينان حاصل شود که فهم مشترکي از هر کدام از آنها وجود دارد.

 

مديريت دانش

در بازار رقابتي امروز که مشخصه اصلي آن، عدم قطعيت است، شرکتهايي توانايي رقابت را دارا هستند که دانش جديد را ايجاد، توزيع و آن‌را تبديل به کالاها و خدمات مي‏كند. بدين ترتيب، دانش براي سازمان، مزيت رقابتي ايجاد مي‏کند و به سازمان، امکان حل مسائل و تصرف فرصتهاي جديد را مي‏دهد. بنابراين دانش نه فقط يك منبع مزيت رقابتي خواهد شد بلكه در واقع تنها منبع آن مي ‏ شود.

مديريت دانش، عناصر کارکردي و مهم زير را توانمند، پشتيباني و تقويت مي‏کند:

  • فرايندهاي کشف يا ساخت دانش جديد و پالايش دانش موجود (ايجاد موجودي دانش)
  • به اشتراک گذاري دانش ميان افراد و در سطح همه مرزهاي سازماني (مديريت کردن جريان دانش)
  • ايجاد و استفاده از دانش به‌عنوان بخشي از کار روزانه افراد و به‌عنوان بخشي از تصميم‏گيري (کاربردي کردن دانش)

مديريت دانش به مجموعه فرايندهاي اطلاق مي‏شود كه در نتيجه آنها دانش كسب، نگهداري و استفاده مي‏شود و هدف از آن بهره برداري از داراييهاي فكري به منظور افزايش بهره وري، ايجاد ارزش‏هاي جديد و بالا بردن قابليت رقابت پذيري است.

 

مديريت ارتباط با مشتري

مديريت ارتباط با مشتريان ( CRM ) كه گاهي اوقات از آن به عنوان مديريت مشتريان، مديريت ارزش مشتريان، مشتري محوري و يا مديريت مشتري محور نام برده مي‏شود، براي مدت زمان طولاني اصطلاح متداول جهت بيان تمايل شركتها در برقراري ارتباط يك به يك مداوم و هميشگي با تمام مشتريان بوده است. در همين راستا مي‏توان به يک نکته مهم اذعان داشت كه شركتهايي كه موفق شده­اند به‌صورت موثري مشتريان خود را جذب كرده، به آنها خدمات مورد نظر را به بهترين نحو ارائه داده و بهترين مشتريان خود را حفظ مي‌كنند تاثير مثبت اين امر را در انتهاي مسير سودآوري خود مشاهده كرده­اند. با ظهور تجارت الكترونيك ( E-Commerce ) و شرايط اقتصادي نوين، توسعه ارتباطات قويتر با مشتريان از اهميت بيشتري برخوردار شده است. CRM يك استراتژي كاري با اين رويكرد است كه با مشتريان متناسب با شرايط و الگوهاي رفتاري آنها ارتباطي پايدار و بلندمدت كه براي هر دو طرف ايجاد ارزش افزوده كند، برقرار شود. معمولا استراتژي CRM مبتي بر چهار هدف اجرايي است:

    1. تشويق مشتريان ديگر شركتها يا مشتريان بالقوه به اولين خريد از شركت
    2. تشويق مشترياني كه اولين خريد را كرده‏اند به خريدهاي بعدي
    3. تبديل مشتريان موقت به مشتريان وفادار
    4. ارائه خدمات با مطلوبيت بالا براي مشتريان وفادار به نحوي كه به مبلغ شركت بدل شوند.

در حقيقت مديريت ارتباط با مشتري كليه فرايندها و فناوري‏هايي است كه سازمان براي شناسايي، انتخاب، ترغيب، گسترش، حفظ

و خدمت به مشتري به كار مي‏گيرد. مديريت ارتباط با مشتري مديران را قادر خواهد ساخت تا از دانش مشتري براي بالا بردن فروش، ارائه خدمات و توسعه آن استفاده كنند و سود آوري روابط مستمر را افزايش دهند.

 

 

جريانهاي دانش در فرآيند CRM

براي ملموس شدن مفهوم مديريت دانش مشتري، ما سه نوع جريان دانش را مشخص مي‏کنيم که نقشي حياتي در فعل و انفعال بين شرکت و مشتريان بازي مي‏کنند: دانش براي، از و درباره مشتري.

در مرحله نخست، براي پشتيباني از مشتريان در چرخه خريدشان، يک جريان دانش پيوسته که از شرکت به مشتريان هدايت مي‏شود (دانش براي مشتري) پيش نياز است. دانش براي مشتريان شامل اطلاعاتي در مورد محصولات، بازارها و تامين‏کنندگان است. اين بعد دانش همچنين بر روي درک مشتري از کيفيت خدمات، تاثير مي‏گذارد.

در همين زمان، دانش از مشتريان مي بايد در جهت خلق نوآوري در خدمات و محصول، توليد ايده و بهبود مستمر براي محصولات و خدمات، توسط سازمان به‌هم پيوند داده شود. تسخير کردن دانش مشتري و دخيل کردن مشتريان در فرآيند نوآوري از طرق مختلفي قابل دستيابي است. براي مثال دانش مشتريان در مورد محصولات، تامين کنندگان و گرايشهاي بازار مي‏تواند از طريق مکانيزم بازخورد مناسب براي فراهم کردن يک بهبود سيستماتيک و نوآوري محصولات، استفاده شود. جمع آوري و تحليل دانش درباره مشتري قطعاً يکي از قديمي‏ترين اشکال فعاليت KM در حوزه CRM است. علاوه بر داده‏هاي خام مشتريان و معاملات گذشته، دانش در مورد مشتري، نيازهاي کنوني مشتريان، خواسته‏هاي آتي، ارتباط، فعاليت خريد و توانايي مالي را هم درنظر مي گيرد. دانش درباره مشتريان در فرآيند پشتيباني و خدمات CRM جمع آوري مي‏شود و در فرآيند آناليز CRM مورد تجزيه و تحليل قرار مي‏گيرد.

مديريت دانش مشتري

در نگاه اول CKM ممکن است تنها نام ديگري براي CRM يا KM به نظر برسد. اما مديران دانش مشتري در برخي جوانب نيازمند نگرشي متفاوت از شيوه رايج در KM و CRM هستند.

 

 

 

 

به عنوان يك مشخصه CRM ، مديران روابط مشتري پيش از همه بر دانش از مشتري تمرکز دارند تا بر دانش درباره مشتري. به بيان ديگر، سازمانهاي باهوش دريافته‏اند که مشتريانشان آگاه‏تر از کارمندي هستند که دانش را از ميان فعل و انفعال مستقيم با مشتري و همچنين پرس و جوي دانش در مورد مشتريان از نمايندگان فروش جستجو مي‏کند. مديران دانش هم، بر روي تلاش در تبديل کارمندان از جمع‏کنندگان دانش به تسهيم‏کنندگان دانش تمرکز دارند، اين امر معمولاً توسط نقشه‏هاي تسهيم دانش مبتني بر اينترانت اجرا مي شود. در مقابل تمرکز اختصاصي KM روي تشويق و تقويت روابط مولد و مشارکتي در راستاي شعار «اگر ما تنها مي‏دانستيم که چه مي‏دانيم» CKM بعد ديگري را پيشنهاد مي‏کند «اگر ما تنها مي‏دانستيم که مشتريان چه مي‏دانند». اما چرا مشتريان مي‏خواهند دانش خود را براي خلق ارزش براي شرکت تسهيم کنند و سپس براي دانش خود که در محصولات و خدمات شرکت بسط يافته پول پرداخت کنند؟ اين امر به تغيير نگرش نسبت به مشتريان به عنوان نهاد دانش باز مي‏گردد. اين تغيير نگرش مفهوم گسترده اي دارد. مهم تر از همه مشتري از يک دريافت کننده منفعل محصولات و خدمات آن‌گونه که در مديريت دانش سنتي بود، رها شده است. همچنين مشتري از اسارت در زنجيره برنامه رايج وفاداري مشتري در CRM نيز رهايي يافته است .

CKM همچنين در پيگيري اهداف، از KM سنتي، متفاوت است. با در نظر گرفتن اينکه KM به دنبال راندمان و بازدهي سود است (پرهيز از اختراع دوباره چرخ) CKM در راستاي نوآوري و پيشرفت است. مديران دانش مشتري در جستجوي فرصتهاي مشارکت با مشتريان به عنوان با هم سازندگان ارزش سازمان، هستند. اين امر همچنين در مقايسه با تمايل نگهداشتن و پرورش پايگاه مشتري موجود در CRM ، قابل مشاهده است. ضرب المثل معروف CRM که مي‏گويد «حفظ کردن مشتري ارزانتر از يافتن آن است» به ياد مي ‏ آيد. متاسفانه در دوره‏اي که محصولات رقبا که اغلب نيز تقليد هستند، تنها به فاصله چند کليک از مشتري قرار دارد، حفظ مشتري به شدت سخت مي‏شود. به همين سبب، مديران دانش مشتري کمتر نگران حفظ مشتريان هستند. در مقابل آنها بر روي چگونگي توسعه و پيشرفت سازمان با به‌دست آوردن مشتريان جديد و با به‌کارگيري گفتگوي فعال و ارزش‏افزا با آنها متمرکزند. چگونه مديران دانش مشتري، نوآوري و پيشرفت را خلق مي‏کنند؟ آنچنان كه آنها دريافته‏اند دانش تنها در کارکنان وجود ندارد بلکه در مشتريان نيز هست که ما را به خلق ارزش از نوآوري و پيشرفت، بيش از صرفه جويي هزينه در KM سنتي هدايت مي‏کند.

مديريت دانش، يکپارچگي بين گروهها و بخشهاي جدا از هم را در يک محيط ارتباط با مشتري آسان‌تر مي‏سازد. اين گروهها و بخشهاي جدا از هم ممکن است در واحد‏هاي کاري، تجاري يا در موقعيتهاي جغرافيايي متفاوتي باشند. مديريت دانش جرياني از دانش حول موضوعات مشتري را بين گروههاي کاري آسانتر مي‏سازد و بدين وسيله با يکپارچه‏سازي دانش مرتبط با مشتري به سرعت و کارايي در رسيدن به آن نقش عمده‏اي دارد. مديريت دانش چشم اندازي براي مشتري بدون توجه به زمينه تخصصي از کاربرد دانش مورد نظر، مکاني که دانش کشف شده يا چگونگي استفاده از آن براي مشتري ايجاد مي ‏ کند. مديريت دانش با شفاف کردن دانش مورد نظر در فرايندهاي يکپارچه سازي دانش تاثير بسزايي دارد . مديريت دانش در مواردي که کارکردهاي مختلف در سازمان از ارتباطات و گردش دانش جلوگيري مي‏کند، بسيار مفيد واقع شده‏اند. به طوري که با ثبت‏کردن دانش مشتري و به اشتراک گذاشتن آن از يک نقطه مرکزي، به طور چشم گيري منجر به افزايش کيفيت و سرعت در تصميم گيري و خدمت دهي به مشتري مي‏شود. در محيط مديريت ارتباط با مشتري، مشارکت رايج است و اين در نتيجه گسترش تحقيقات و فعاليتهاي سازمان در سرتاسر مرزهاي جغرافيايي حاصل مي‏شود. اين سازمانها از مشارکت در شکلي از ارتباطات مجازي دروني و بيروني استفاده مي‏کنند تا محصول، سهم و قدرت نفوذ دانش مشتري را حفظ كنند. مديريت دانش تکنولوژي، فرايندها و زمينه‏هايي براي اظهار مشارکت در اختيار سازمان قرار مي‏دهد به گونه‏اي که محلهاي تبادل دانش از نظر امنيتي با استفاده از تکنولوژي در اختيار گذاشته شده بسيار قابل اطمينان است.

برنامه‏هاي مديريت دانش فرايندها، سيستم‏هاي مديريت دانش را به گونه‏اي سازمان‏دهي مي‏کنند که همه دانشهاي پايه‏اي و زيرمجموعه در زمينه‏هاي مورد نياز به آساني قابل دسترسي باشند و در نتيجه به ارزش افزوده‏اي براي سازمان منجر شود. مديريت دانش، ابزارها، فرايندها و زمينه‏هايي را براي کارمندان فراهم مي‏کند تا دانش را بر اساس نياز مشتري به اشتراک بگذارند. کارمندان به کمک مديريت دانش به ارزش دانش يکپارچه شده مشتريان پي مي‌برند و از اين طريق مي‏توانند به مشتريان ارزشمندتر خدمات کاملتري ارائه کنند. بنابر اين مديريت دانش به عنوان وسيله‏اي در محيط مديريت ارتباط با مشتري به خدمت مي‏پردازد.

با نگاهي به مباحث بالا مي‏توان نتيجه گرفت كه انتظار ما از مديريت دانش مشتري، خلق بيشترين ارزش از دانش و مديريت دانش در يک سطح استرتژيک است.

نقشه فرآيند CRM

در اين بخش يک نقشه فرآيند که فرآيندهاي کسب و کار مرتبط با CRM و KM را در بر مي‏گيرد، ايجاد مي‏کنيم. اين نقشه، نتيجه تحقيقات مداوم براي ترکيب تلاشهاي ادراکي تئوري و تلاشهاي عملي است.

نقشه فرايند، شامل تمام فرآيندهاي شناخته شده کسب و کار که با اجراي موفقيت آميز CKM در سازمان مرتبط بوده اند است. يک مشخصه مهم نقشه اين است که بر اساس نيازها و خواسته ‏ هاي مشتري است.

 

 

چارچوب پيشنهادي براي اجرا

ما چهار پيشنهاد براي بهبود موفقيت آميز فرآيندهاي CRM توسط KM بر اساس مفاهيم کسب و کار ارائه مي‏دهيم. اين پيشنهادها مي‏توانند در يک چارچوب مديريتي براي پياده‏سازي استراتژي CRM مبتني بر دانش، فرآيندها، سيستم‏ها و تغيير مديريت سازمان دهي شود.

اين چارچوب مي‏تواند به عنوان يک راهنما براي متخصصان مورد استفاده قرار گيرد و به‌موجب آن به کم کردن شکاف بين منافع شناخته شده تئوري و دستيافته‏هاي عملي از اجراي CKM کمک كند.

اجزاي چارچوب پيشنهاد شده مي‏توانند به شکل زير نشان داده شوند:

استراتژي- درک دانش مشتري به عنوان يک منبع با ارزش در نوآوري محصول و بهبود فرآيند.

براي تحت کنترل درآوردن پتانسيل فرآيندهاي CKM و پشتيباني از سيستم‏هاي مناسب، مديريت ارشد مي‏بايد مشتريان را به عنوان يک منبع با ارزش دانش بشناسد.

فرآيندها- تطبيق دادن فعاليتهاي KM با فرآيندهاي CRM

يكپارچه‏سازي فرايندهاي حمايتي KM با عملكرد حقيقي مديران روابط، موجب قدرتمند شدن فرايندهاي CRM توسط دانش مشتري مي‏شود. به بيان ديگر پيامد در نظر گرفتن KM به عنوان وظيفه‏اي جداگانه، كاهش كارايي است. بر اين اساس، بهترين شيوه براي مديريت كارامد دانش، يكپارچه سازي نامرئي آن با فرايندهاي اصلي است.

سيستم‏ها- ايجاد يک مخزن دانش يكپارچه در محدوده سازمان

ديدگاهي يكپارچه از داده‏هاي مرتبط با مشتري به علاوه مجموعه‏اي از سيستم‏هاي مرتبط، يك فاكتور حياتي موفقيت است. يك مخزن مركزي دانش مي‏تواند به ما در فايق آمدن بر مرزهاي منطقه‏اي و تفكيك بين واحدهاي كاري كمك كند. انبار دانش همچنين يك پيش نياز حتمي براي برقراري ضوابط و معيارها براي ارزيابي ارزش مشتري و رقابت بازاريابي در گروههاي مختلف محصولات است.

تغيير مديريت- تشويق مديران روابط براي تسخير و انتشار دانش مشتري

علاوه بر درك مشتري به عنوان يك منبع ارزشمند دانش، مديريت ارشد براي تشويق يك فرهنگ سازماني كه كاركنان در آن براي تسهيم دانش «براي، از و درباره» مشتريان با يكديگر و استفاده از دانش فراهم آورده شده توسط ديگران برانگيخته شوند، تلاش مي كند.

 

نتيجه‏گيري

CRM به‌طور سنتي به‌عنوان ابزاري براي ارتباط دادن مشتريان به شركت توسط برنامه‏هاي وفاداري مختلف معروف است، اما شايد بزرگترين منبع ارزش را كنار گذاشته بود: دانش موجود در مشتريان. زماني‌كه هر دوي KM و CRM براي به‌دست آوردن دانش مشتري متمركز مي‏شوند، مديريت دانش مشتري، به عنوان يك فرايند استرات‍‍‍ژيك در سازمانهايي كه مشتريان خود را از دريافت منفعلانه محصولات و خدمات فراتر برده و با دادن اختيار به عنوان شركاي دانش، در نظر مي‏گيرند، ظهور مي‏كند. چارچوب مطرح شده در اين مقاله براي اجراي مديريت دانش مشتري، متخصصان را در به‌كارگيري موفقيت آميز دانش براي، از و درباره مشتري در جهت نيل به كارائي بيشتر نوآوري‏هاي CKM ياري مي‏كند. لازم به ذکر است که در اين راه و براي به خدمت‏گيري تمامي دانش مشتري، مديريت هر سه جريان دانش بطور همزمان ضروري است. ?

منابع  

1- MICHAEL GIBBERT, MARIUS LEIBOLD, GILBERT PROBST, (2002) Five Styles of Customer Knowledge Management, and How Smart Companies Use Them To Create Value, European Management Journal Vol. 20, No. 5, pp. 459–469.

2- HARALD SALOMANN, MALTE DOUS, LUTZ KOLBE, WALTER BRENNER, (2005) Rejuvenating Customer Management: How to Make Knowledge For, From and About Customers Work, European Management Journal Vol. 23, No. 4, pp. 392–403.

3- Taylor, S.A. and Baker, T.L. (1994) An assessment of the relationship between service quality and customer satisfaction in the formation of consumers’ purchase intentions. Journal of Retailing 70(2), 163–178.

4- Garcia-Murillo, M. and Annabi, H. (2002) Customer knowledge management. Journal of the Operational Research Society 53, 875–884.

5- Davenport, T.H., Harris, J.G. and Kohli, A.K. (2001) How do they know their customers so well? MIT Sloan Management Review 42(2), 63–73.

6- Turban.E,Mclean.E (2002) ,”Information technology for management” ,3 rd ed ,John wiley & Sons.Inc.

7- Hammer.M,Stanton.S.A,(1994),”Reengineering work: Don’t automate obliterate” ,Harvard business review ,(68:4),104-112

8- Ray.P (1994),”Collaborative information systems and business process design using simulation”,IEEE communications ,(32), pp .44-50.

9 -Gebert, H., Geib, M., Kolbe, L.M. and Brenner, W. (2003) Knowledge-enabled customer relationship management. Journal of Knowledge Management 7(5), 107–123.

10- Davenport, T.H. and Glaser, J. (2002) Just-in-time delivery comes to knowledge management. Harvard Business Review 80(7), 107–111.

11- Bhatt, G. (1998), “Managing Knowledge through people”. Knowledge and Process Management: Journal of Business Transformational, Vol.5 No.3, pp. 165-71.

12 - Glasser, P. (1998), “The Knowledge factor”, CIO,15 December, pp.1-9.

13- Patricia Seybold Group. An Executive’s Guide to CRM, March 21,2002

14- Sparks.G(2005),”The business process model”, In http//:www.sparxsystems.com.au/WhitePapers/The_Class_Model.pdf . [April 2005].

‍15- تامس اچ دانپورت، لارنس پروساک «مديريت دانش» مترجم دکتر حسين رحمان سرشت، واحد آموزشي شرکت طراحي مهندسي و تامين قطعات ايران خودرو، 1379

? دكتر محمدرضا غلاميان: عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران

? ? بابك ابراهيمي: دانشجوي كارشناسي مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت و دبير مركز كارآفريني دانشگاه علم و صنعت ايران

? ? ? مريم خواجه افضلي: دانشجوي كارشناسي مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران

 


برچسب‌ها: مدیریت دانش, knowledge management, مدیریت دانش چیست, مقاله مدیریت دانش
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 توسط محمد علیپور
  • قالب میهن بلاگ
  • قالب بلاگ اسکای